سنج و دمام

سنج و دمام

از قدیم هر اتفاق مهمی که رخ می داده، اول سنج و دمام نواخته می شده تا آن خبر به سمع مردم رسانده شود. مثلاً ایام عزاداری یا موقعی که می خواستند لنجی تازه را به آب بیندازند یا زمانی که کسی فوت می کرد و می خواستند مردم را برای تشییع جنازه خبر کنند از سنج و دمام استفاده می کردند. معمولا تعداد دمام ها ۷ عدد می باشد که ۴ تای آنها دمام معمولی است و ۲ تای آن که از دمام معمولی بزرگتر است و غمبر نامیده می شود و یکی هم که اندازه آن هم از غمبر و هم دمام معمولی کوچکتر است و و اشکون نام دارد. حتی بند هایی هم که زیر چمبر دمام رد می شود نیز در هر طرف معمولا ۷ تا است و این نشان گر مقدس بودن عدد ۷ در میان مردم این مناطق است. تعداد سنج ها نیز معمولا بین ۵ تا ۷ عدد است و یک بوق که از جنس شاخ یک نوع گوزن است و رهبری گروه سنج و دمام را بر عهده دارد. ولی در شب ۲۸ صفر این تعداد به دوبرابر افزایش می یابد. یعنی یک گروه سنج و دمام ۷ تایی از یک طرف و یک گروه از طرف دیگر شروع به نواختن می کنند تا به هم برسند و به این دو گروه دمام دو بُرده می گویند. ( به نیت رحلت حضرت رسول (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع))

مراسم عزاداری در بوشهر با سنج و دمام آغاز مى شود. در واقع پس از سلام و دعاى آخرین روضه خوان، بلافاصله شیپور به صدا در مى آید.

 بوق که ازنخستین سازهای بادی موسیقی است از شاخ نوعى گوزن آفریقایی به نام سیتا کانگا در جنگلهای تانزانیا زهیر و زامیبیا ساخته میشود و زیبایى ظاهرى خاصى نیز دارد، آغاز مراسم را اعلام مى کند. پس از چند لحظه، دمامها که از دو عدد پوست دباغی شده بز تشکیل شده به وسیله ترکه چوبی با ریتم خاص به صدا در مى آیند و سنج ها نیز خود را با دمام هماهنگ مى کنند. گروه سنج و دمام متشکل از هفت دمام و چهار الى ده سنج نواز است. دمامها نیز ترتیب خاص دارند.

 یک نفر در ابتدا ایستاده که به او اشکون (Eshkoun) نواز مى گویند. در دو سوى او شش نفر (هر سمت سه نفر) قرار مى گیرند. دو نفر نزدیکترین به شخص اول غمبر (Qember) نواز نام دارند. نوازنده اشکون وظیفه تغییر در ریتم و در واقع شکستن ریتم را بر عهده دارد تا بر تنوع ساختارى اجرا بیفزاید. غمبرها وظیفه تهییج و تحرک اشکون نواز را بر عهده دارند. ریتم سایر دمامها ثابت است. ترکیب سنج و دمام و بوق که در فواصل با ریتم خاص بر مجموعه افزوده مى شود، جلوه و شکوه خاصى دارد. این مراسم علاوه بر جنبه اعلام آن، در ایجاد حس و خلق فضا بسیار مؤثر است.گروه سنج و دمام معمولاً از فاصله اى نزدیک به جایگاه اجراى مراسم کار خود را آغاز و آرام آرام به سوى جایگاه اصلى حرکت مى کنند.

 مدت زمان کار آنها، بسته به اهمیت شب اجرا از پانزده تا چهل دقیقه به طول مى انجامد، یک نفر در میان اجرا کنندگان وظیفه هماهنگى، هدایت و تغییر نفرات نوازنده را عهده دار است.

زمان اجرا، ریتم ثابت و حجم صدایى، محیط و شنونده را در فضایى خاص قرار مى دهد تا هرچه بیشتر خود را براى ادامه مراسم آماده سازد. پس از سنج و دمام، نوحه خوانى آغاز مى شود.

ابتدا پیش خوان، نوحه هاى آشنا و خاصى را خوانده تا دورهاى سینه زنى شکل گیرد. پس از تشکیل چند دور و افزایش نسبى سینه زن ها، نوحه خوان اصلى کار خود را آغاز مى کند. هر مکان اجرا یک پیش خوان و یک نوحه خوان دارد. نوحه خوان اصلى که معمولاً از شهرت و اعتبار برخوردار است، پس از ورود، علاوه بر افزایش سینه زن ها، سبب ایجاد شور و هیجان خاص در مراسم سینه زنى مى شود. پس از خواندن چند نوحه، نوحه واحد خوانده مى شود و سینه زنی به اوج میرسد .

 در این فرم علاوه بر مهارت نوحه خوان، سینه زنها با ویژگى و هیجان خاصى سینه مى زنند. با اعلام واحد از سوى نوحه خوان، قدرى فضا شکسته شده و به تدریج با هیجان و التهاب افزونترى ادامه مى یابد .

واحد که یکی از وقایع سحرای کربلا را روایت میکند بر اساس عروض فارسی در وزن فاعلاتن از متفرقات بحر رمل سروده میشود .

در مـراسـم سـینه زنی ، عـزاداران ، یک یا چند دایـره  تشکـیل داده ، با یک دست ، زنجـیـر وار حـلـقـه هـای دایـره راحـفـظ نموده و دست دیگـر را، در حالی که خـم می شـوند ، از زمـین به آسـمان بلـنـد کــرده که مفـهـوم آن پـرواز ملکوتی زمینیان به آسمان یعـنی ازخاک به افـلاک رسیدن است.آنگاه انـدوه فـقـدان عـزیز از دست رفـته را به سینه می کوبند.

پای چـپ را کانـون قــرار داده و با پای راست ، از راست به چـپ ، نـیم دایـره تـرسیم می کنند:( ما ، در این کره ی خاکی ) و ، وحدت و یکـپارچگی خود را با این حـرکات به نمایش می گـذارند.اجـرای این فـعـل در ریتم هایی که واحـد نامیده می شود، در مـدت زمانی صورت می گـیـرد که نـدای نمایـنده ی آنـهـا( سر دسته ) به گـوش می رسد. سپـس با حـرکـتی آرام به سینه زنی ادامه داده و سر مطلع نوحه را به معنای تایید و لبیک ، تکرار می نمایند. تمامی اختیار سینه زنان در دست نماینده ی گروه است .

حرکات آنها گردش بر خلاف عقـربه های ساعت است ، یعنی در جهت مخالف حرکت زمان و برگشت به اصل.هـمان گـردشی که در طـواف خانه ی خـدا صورت می گـیـرد. همان حـرکـتی که در کوچکتـرین ذره ی هـر جسم نهفته است .

تحلیل فلسفی سنج و دمام

در اجـرای سازهای کـوبه ای ، سـنج ، گـذشت زمان را هشدار می دهـد. بـوق ، یاد آور صور اسـرافـیل و دمــــام ضربان قـلـب ( زندگی ) را . تـرتیب و آرایش نـوازنـدگان تابـع مقـررات خاص خـود بـوده و هــریـک از افــراد به اسم خاص نامیده می شوند. اشکون ، غمبـر ، چوب زن ، شیپور زن ، سنج زن ، .

هـرگـروه یک اشکون و یک غمبر دارد. دو چوب زن، نگهداری ریتم اصلی( پایـه ) را بـر عـهـده دارند. تعـدادشان هـرچند نفـر که باشد باید جفت باشد . سنج زن هم به همین ترتیب .

اشکون و غمبر باید مسن تـر ، باتجـربه تـر ، با تقـوی تـر و عارف تـر باشند که مـرتبت اشکون و غمبر بیشتر ازسایر افراد است . اشکون ، دمام زن پـر سابقه، وظیفه ی شکستن ریتم را دارد ( ضد ضرب های به موقع ) جـای او در ابـتدای صف و جای قـنبـر که ریتـم های متناسب راجواب میدهـد و تکـمیل کنـنده ی اشکـون است ، رو به روی اشکون قرار دارد .اگـرچه چوب زن ها و سنج زن هامثل اشکون و غمبر رهــبران گـروه محـسوب نمی شوند اما جایگاه و مقام خاص خود را دارند و بدون وجود آنها اجـرای مـراسم میسر نیست.

شیپور زن که یک نفـر است هـر زمانی را که لازم و مناسب بداند در ساز میان تهی می دمد.گاهی بـرای نالـه کردن ،گاهـی به منظور هشداردادن، گاه برای به خود آوردن دمام زن ها و گاه به منظور رفع خستگی دوستان همگروه خود.

سنج و دمام را در مـراسم اعیاد و جشن ها نیـز به کار می بــرند. اما نـحـوه ی اجـرای آن مـتـفاوت است.

دقـیـقـا” هـمانند نقش سـرنا در سورها و جشن ها و نقـش کرنا در کارزارها و مراسم سوگـواری، آن یکی طرب وشادی و نشاط می آفریند و این یکی چپ یا وارونه می زند تا حزن بیافـریند.

اجـرای سنج و دمام باید انسان را از خود بیخود کند، دل را بـریـزد ، موی را بـر بدن سیخ کند ، اشک را سرازیر کند، باید تهییج کند و با تپش قلب او هماهنگ باشد. باید انقلاب درونی ایجاد کند تا جایی که نوازنده  یا شنونده را زار بگیرد که نوعی حمله ی صرع مانند است . قابل توجه است که شخص زارگرفته را با کوبیدن سنج و دمام نیز به هوش می آورند که خود مراسم دیگری دارد .

گاه، پوست دمـام پاره می شود که اصطلاحا” می گویند، دمام شـهیـد شد،هـمانگونه که این اصطلاح در دف نـیز به کارمی رود . چرا که هردو در طول زمان، خود را سازهای عرفانی معرفی نموده اند .

سایت بوشهریها : www.bushehriha.com

FavoriteLoadingاضافه کردن به علاقه مندی ها!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme
کانون تبلیغات و گرافیک لیان شهرکانون تبلیغات و گرافیک لیان شهرکانون تبلیغات و گرافیک لیان شهرکانون تبلیغات و گرافیک لیان شهرکانون تبلیغات و گرافیک لیان شهر