خبر-لیان-شهر

آقای وزیر نفت؛ گلشن و فردوسی حق مسلّم مردم شهرستان دیّر است

حسین بردستانی | مدرس دانشگاه و کارشناس انرژی

میادین گازی گلشن و فردوسی در جغرافیای شهرستان دیّر قرار دارد و از منطقه راس المطاف (بعد از روستای دمیگز به سمت بردخون) تا خور خان؛ یعنی نوار ساحلی ٢٠ مایلی را شامل می شود. میدان گازی گلشن در فاصله ١٨٠ کیلومتری بوشهر و ۶۵ کیلومتری ساحل خلیج فارس قرار دارد حجم این مخزن متجاوز از ۵٠ تریلیون فوت مکعب گاز برآورد می گردد.

این میزان تولید گاز مایع طبیعی متجاوز از تولید ۵٠ درصد LNG ( گاز مایع طبیعی) کشور بوده و نقش حیاتی در سبد انرژی کشور ایفاد می نماید.

بنا به پیشنهاد شرکت هلندی شل در سال ١٣٧٢، مقرر گردید مطالعات جانمایی با تاکید بر روش تولیدی جدید که با توجه به پیشرفت فناوری های نوین می باشد، در دستور کار قرار گیرد. بر همین اساس، متعاقبا مهندس وزیری هامانه وزیر وقت نفت، بازدید و مطالعه مناطق مورد نظر برای احداث میدان پارس شمالی را در دستور کار خود قرار داده و مورخ ١٣٨۵/٠٨/٣٠، مقرر شد؛ پس از تصویب مکان یابی در استان بوشهر، وزارت نفت به مصوبه استان عمل نماید. بر همین مبنا می بایست طرح توسعه میدان پارس شمالی در ١٠ فاز؛ به ترتیب پنج فاز در شهرستان دیّر، سه فاز در شهرستان دشتی و دو فاز در شهرستان تنگستان احداث گردد.

مراتب فوق مروری بر اقدامات و مطالعات انجام شده در خصوص راه اندازی پالایشگاههای گازی در منطقه دیّر و دشتی می باشد. اقداماتی که به موجب آن درخشش بارقه امید را در دیدگان و نسیم نوید را در کاشانه مردمان این دیار مبنی بر اشتغال فرزندانشان نمایان نمود. با مکاتبات و نامه نگاریهای اخیر شرکت نفت و گاز پارس و همراهی مدیریت برنامه ریزی تلفیقی شرکت ملی نفت ایران، این موضوع در آستانه دگردیسی بنیادی قرار گرفته است.

دست اندر کاران و مسئولین ذیصلاح نفت برآنند؛ بدون احداث پالایشگاه، زمینه انتقال محصولات این میادین به پالایشگاههای فرسوده و غیر مدرن پارس جنوبی را فراهم آورند. این موضوع و تبعات آن از چند محور زیر قابل بررسی و تبیین می باشد:

١. استقرار این دو پالایشگاه در سواحل شهرستان دیّر، حق مسلم مردم این شهرستان و سایر شهرها، شهرستان ها و روستاهای همجوار می باشد. مردمی که به نوعی از پارس جنوبی رانده و از پارس شمالی مانده اند، اعتنای مسئولین بمنظور اعتلای منویات به حق خود را مطالبه می کنند. چرا که این اقدام وزارت نفت و مدیریتهای وابسته به آن، بر خلاف نص صریح اصل ۴٨ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد.

٢. با لحاظ نمودن این موضوع که کیفیت محصول فرآوری شده به نوعی تابعی از فاصله چاهها از خط مرزی بوده؛ در می یابیم که نزدیکترین چاههای این میادین به خط مرزی مربوط به پالایشگاه چهارم مجتمع گازی پارس جنوبی بوده؛ که فاصله آن با خط مرزی حدود ١۵ کیلومتر می باشد در حالیکه تمامی چاههای قطر بر روی خط مرزی حفاری شده است. حال چرا با تمسک به فاصله ناچیز میادین مذکور به نقطه صفر مرزی، مترصد محدودسازی فرصتهای رفاهی ناشی از توسعه میادین گازی جهت هموطنانمان هستیم. بعلاوه انتقال خطوط لوله از میادین مذکور به پارس جنوبی در بستر دریا، محیط زیست دریا و امنیت مسیر طولانی خطوط لوله های انتقالی گاز را به وجه فزاینده ای به مخاطره خواهد انداخت و معیشت صیادان و سایر وابستگان به دریا را مخدوش خواهد نمود و از طرفی زیست بوم دریایی ” مطاف” که بعنوان مرکز تولید میگوی خلیج فارس محسوب می شود با خطر نابودی مواجه خواهد نمود و این اقدام با اصل ۵٠ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران منافات دارد.

٣. انتقال گاز و میعانات گازی از دیّر به پارس جنوبی، مانعی جدی جهت کاهش نرخ اشتغال جوانان تحصیل کرده و سایر اقشار جویای کار در منطقه عسلویه و سایر شهرستانهای استان خواهد بود. راه اندازی پالایشگاه و بسط صنعت در منطقه پارس شمالی می تواند نیروی کار بومی این منطقه؛ شاغل در عسلویه را به این بخش از صنعت گسیل داشته و بستر لازم را بمنظور اشتغال جوانان عسلویه در پارس جنوبی فراهم آورد.

۴٫ با توجه به معاش غالب مردم شهرستانهای دیّر و کنگان که صید و صیادی می باشد، ترسیم لوله در این مسیر با عنایت به این موضوع که هر چه از سمت جنوب موقعیت دریایی به سمت شمال نزدیک می شویم، عمق اب کمتر می شود و این مهم، تهدیدی جهت صیادان و خطری جهت اسیب رساندن به خط لوله و تبعات زیست محیطی ان خواهد بود.

بر همین اساس پیشنهاداتی به شرح ذیل ارائه می گردد:

١. بنا به حق مردم و با استناد به قانون و تصویب برنامه های قبلی، میادین گلشن و فردوسی با نگاهی مدرن و بهینه در دشتهای ساحلی شهرستان دیّر اجرا گردیده تا فرصت اشتغال و گردش جریان سرمایه و ایجاد صنایع پایین دستی در این شهرستان فراهم گردد.

٢. هدایت گاز به سمت پالایشگاههای گازی پارس جنوبی چندان عقلایی و منطقی به نظر نمی رسد. می توان با افزایش تعداد چاهها نزدیک یا بر روی خط مرزی از این فرصت انرژی بدون اتلاف فشار و با بهره وری مطلوب استفاده بهینه نمود. تکنوکراتهای گازی و نفتی به این مهم واقف هستند که در اثر عدم استفاده بهینه از میدان گازی مشترک که یکی از دلایل آن موقعیت مکانی حفر چاهها می باشد، انتقال گاز از چاههای گلشن و فردوسی، یعنی بزرگترین اشتباه تحمیل هزینه های چند برابری مادی اعم از هزینه های قید شده در موارد فوق به سرمایه ملی کشور و دادن بزرگترین امتیاز به رقیب میدان مشترک ( قطر) می باشد.

٣. منبعد می بایست تاسیسات پالایشگاهی با شرایط no-flaring (فاقد مشعل) در دستور کار قرار گیرد. ضروری می نماید به جای تشدید آلودگی منطقه پارس جنوبی، صرفه جویی در هزینه های استقرار لوله و تبعات زیست محیطی آن و همچنین تحمل ریسک فرسودگی پالایشگاهی با شرایط حاکمیت مشعلها، این دو پالایشگاه در شهرستان دیّر استقرار پیدا نماید.

۴٫ تراکم صنعت در عسلویه، فضا را جهت استقرار صنایع پایین دستی در آن منطقه محدود نموده است. فضای محصور توام با ترکیب خاص اقلیمی منطقه، خود عامل اساسی ماندگاری آلودگی ها و تشدید بیماریهای وابسته به آلاینده های صنعتی می باشد. در مقابل دشتهای آزاد پارس شمالی در منطقه دیّر، فرصت بهینه ای را جهت استقرار صنایع پایین دستی فراهم می کند که علاوه بر فرزندان دیّر، سایر مردم استان بوشهر بخصوص منطقه دشتی و بخش مرکزی استان می توانند از موهبت آن متمتع گردند.

با امعان نظر به مراتب یاد شده و با اذعان به حقوق حقه ساکنین منطقه پارس شمالی، انتظار می رود؛ مقام عالی وزارت نفت با لحاظ داشتن مسئولیت های اجتماعی صنعت، این مهم را مورد مداقه قرار داده و بمنظور رعایت اصول مطروحه قانون اساسی جمهوری اسلامی؛ لغو اقدامات معموله از سوی شرکت های مربوطه را در دستور کار وزارت متبوعه قرار داده و این مقوله را با لحاظ داشتن اشتراکات صنعت و محیط پیرامونی به طریق اولی مدیریت و تدبیر نمایند.
منبع:روزنامه بامدادجنوب

FavoriteLoadingاضافه کردن به علاقه مندی ها!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme
کانون تبلیغات و گرافیک لیان شهرکانون تبلیغات و گرافیک لیان شهرکانون تبلیغات و گرافیک لیان شهرکانون تبلیغات و گرافیک لیان شهرکانون تبلیغات و گرافیک لیان شهر